بدون عنوان
دل خراب من دگـر خراب تـر نمی شود
كه خنجر غمت از اين خراب تر نمی زند
گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم
يـكی صلای آشـنا بـه رهگـذر نـمی زند
چه چشم پاسخ است از اين دريچه های بسته ات
بـرو کـه هـيچ کـس نـدا به گـوش کـر نمی زند
نه سايه دارم و نه بر، بيفکنندم و سزاست
اگر نه بـر درخت تـر کسی تـبـر نمی زند
هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سـایه)
در کـوچـه سـار شـب
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
